داستانهای واقعی، امید واقعی: 10 شهادت تغییر دهنده زندگی که باید بشنوید
- Dr. Layne McDonald

- 4 days ago
- 7 min read

چیزی قدرتمند در مورد یک داستان واقعی وجود دارد. این یک نسخه صیقل داده شده و بینقص اینستاگرامی نیست، بلکه حقیقت خام، آشفته و زیبایی است که چگونه خدا ما را درست در جایی که هستیم پیدا میکند. امروز میخواهم ده شهادت از کلیسای آنلاین "بدون مرز" و خدمت دیجیتال ما را به اشتراک بگذارم. اینها افسانه نیستند. آنها افراد واقعی، مبارزات واقعی و امید واقعی هستند.
من دکتر لین مکدونالد، کشیش روابط آنلاین در FA ممفیس و کلیسای آنلاین Boundless هستم، و این داستانها به من یادآوری میکنند که چرا ما هر روز کارهایی را که انجام میدهیم، انجام میدهیم. بیایید عمیقتر بررسی کنیم.
۱. مارکوس: از انزوا تا اجتماع
مارکوس سه سال بود که پس از طلاق سختی که داشت، به کلیسا نرفته بود. او گفت: «اصلاً نمیتوانستم موعظههای داخل پارکینگ را تحمل کنم. وقتی حالم خوب نیست، همه از من میپرسند حالم چطور است.» بعد یکی از دوستانش لینک پخش زندهمان را برایش فرستاد. بدون فشار. بدون مکالمات استرسزا. او وقتی خوابش نمیبرد، به سادگی روی مبلش دعا میکند.
شش ماه بعد، مارکوس به یکی از گروههای کوچک آنلاین ما پیوست. او میگوید: «من افراد مورد علاقهام را پیدا کردم. افرادی که مرا پیدا کردند. افرادی که مرا قضاوت نکردند. افرادی که از طریق چت ویدیویی با من دعا کردند، انگار که این طبیعیترین چیز در جهان است.» امروز، مارکوس میزبان مشترک آن گروه است و به مردان دیگر در دوران سخت زندگیشان کمک میکند.

۲. مبارزه سوفی با افسردگی
داستان سوفی یکی از قدرتمندترین تحولاتی را که تا به حال شاهد آن بودهام، منعکس میکند. پس از پانزده سال افسردگی، داروهای بیاثر و مصرف بیش از حد مواد مخدر که تقریباً منجر به مرگ او شد، او کسی را پیدا کرد که از او دعوت کرد تا ایمانش را بررسی کند. سوفی از طریق درسهای کتاب مقدس دیجیتال ما و محتوای دوره آلفا که به اشتراک گذاشتیم، متوجه شد که آنچه او به عنوان "خلأ به شکل عیسی" توصیف میکند، پر شده است.
بهار گذشته، او نوشت: «من مصرف دارو را متوقف کردم. از سردرگمی به سمت هدایت، از خشم به بخشش، از غم به شادی واقعی رفتم. بالاخره میدانم که ارزش من به دستاوردهایم وابسته نیست، بلکه به آن کسی است که عیسی میگوید من هستم.»
این انجیله دوست من. دین نیست. یه رابطهست.
۳. خانواده رودریگز راه حل هایی برای مراقبت از کودکان پیدا کردند.
وقتی دختر کارمن و لوئیس رودریگز با نیازهای ویژه تشخیص داده شد، آنها احساس انزوا و طرد شدن از جامعه کلیسای خود را داشتند. کارمن توضیح میدهد: «ما دیگر نمیتوانستیم در مراسم مذهبی شرکت کنیم. امیلی به فعالیتهای روزانه نیاز داشت و صبحهای یکشنبه برای او بسیار دشوار بود.»
محتوای درخواستی ما به نجات آنها تبدیل شد. آنها در زمان سکوت امیلی، مراسم عبادت را به صورت زنده تماشا میکردند، در جلسات درمانی او ویدیوهای آموزشی میدیدند و از طریق جامعه آنلاین ما با سایر والدین کودکان دارای نیازهای ویژه ارتباط برقرار میکردند. لوئیس گفت: «باوندلس فقط یک کلیسا به ما نداد، بلکه جامعه ایمانی ما را در زمانی که بیشترین نیاز را به آن داشتیم، به ما بازگرداند.»
۴. جیمز: شانس دوباره در زندان
جیمز از یک مرکز اصلاح و تربیت در تنسی با ما تماس گرفت. سرویس اینترنت محدود بود، اما او توانست مراسم ما را در زمان مقرر پخش کند. او در اولین ایمیل خود گفت: «من خیلی اشتباه کردم. اما شنیدم که کشیش شما گفت که کار خدا با هیچکس تمام نشده است. آیا این در مورد من صادق است؟»
ما جیمز را با یک مشاور دیجیتال مرتبط کردیم؛ او در حال آماده شدن برای مطالعه کتاب مقدس، پاسخگویی و بازگشت به زندان بود. او در کلیسای زندان غسل تعمید داده شد. او به همراه پنج زندانی دیگر، یک جلسه مطالعه کتاب مقدس را رهبری میکند. و او در حال شمارش معکوس برای زمانی است که بتواند به صورت فیزیکی در کلیسای آنلاین، Boundless، شرکت کند.
صحنه را تصور کنید: نور خورشید صبحگاهی از میان میلههای زندان عبور میکند و روی صفحه گوشی که در حال نمایش مراسم مذهبی است، میافتد. و عیسی مسیح ظاهر میشود. در آخرین جایی که انتظار دارید او باشد. درست جایی که شخص دیگری به او نیاز دارد.

۵. شکهای شبانهی عایشه
عایشه، یک مسلمان، در دوران دانشگاه شروع به زیر سوال بردن ایمانش کرد. او گفت: «نمیتوانستم از کسی بپرسم. خانوادهام خیلی ناراحت میشدند.» یک شب، ساعت ۱ بامداد، او عبارت «ویدیوهای شهادت مسیحی» را در گوگل جستجو کرد و محتوای ما را پیدا کرد.
او دهها ویدیوی پیشنهادی ما را تماشا کرد، از طریق یک دستیار هوش مصنوعی (که به صورت 24 ساعته و 7 روز هفته با شماره 1-901-668-5380 در دسترس است) سوالات ناشناس پرسید و در نهایت در یک دوره آنلاین آلفا ثبت نام کرد. امروز، عایشه پیرو عیسی است. او هنوز هم میداند که این موضوع برای روابط خانوادگیاش چه معنایی دارد، اما دیگر تنها نیست.
او گفت: «من به جایی نیاز داشتم تا بدون اینکه کسی بداند، ایمان را کشف کنم.»
«خدمات دیجیتال به من مکانی امن برای پرسیدن سوال، شک کردن و در نهایت باور کردن دادند.»
۶. ویلسون: مبلغان مذهبی همچنان با یکدیگر ملاقات میکنند.
مایکل و جنیفر ویلسون به عنوان مبلغ مذهبی در جنوب شرقی آسیا خدمت میکنند. اختلاف ساعت، سفر به کلیسای آنها را غیرممکن میکند. جنیفر میگوید: «ما از نظر معنوی گرسنه بودیم. مجبور بودیم به دیگران غذا بدهیم، اما پولمان داشت تمام میشد.»
آنها از طریق صفحه فیسبوک یکی از دوستانشان باوندلس (Boundless) آشنا شدند. اکنون به لطف دسترسی به اینترنت در مناطق روستایی تایلند، جلسات آنلاین هفتگی دارند. مایکل میگوید: «آنها به کلیسای محلی ما تبدیل شدهاند. هرچند ما شخصاً آنجا نیستیم. این زیبایی خدمت دیجیتال است.»
۷. بتانی: ترک اعتیاد
بتانی پس از دو بار مصرف بیش از حد مواد مخدر، از بیماریاش بهبود یافت. او به مدت شش ماه اجازه خروج از بیمارستان یا حتی کلیسا را نداشت تا بهبود یابد. پخش زندههای ما به پناهگاه یکشنبههای او تبدیل شده است.
او گفت: «من مراسم آنها را در سالن عمومی میدیدم. گاهی اوقات ساکنان دیگر به من ملحق میشدند. ما با هم عبادت میکردیم، با هم گریه میکردیم، با هم دعا میکردیم. یک دختر کوچک هنگام تماشای فیلمهای غسل تعمید، جان خود را به عیسی مسیح داد.»
امروز، بتانی سه سال است که سالم است، به عنوان مربی ریکاوری کار میکند و محتوای بیکران را با هر یک از مراجعین خود به اشتراک میگذارد.
این را تصور کنید: یک اتاق عمومی در یک مرکز بهبودی. صندلیهای تاشو. زنانی در مراحل مختلف بهبودی. لپتاپی روی میز قهوهخوری، در حال پخش مراسم غسل تعمید. اشکها جاری میشوند. امید پدیدار میشود. دوست من، این کلیساست.

۸. بازگشت پسر ولخرج داوود
دیوید در نوزده سالگی پس از یک تجربه آسیبزا در کلیسا، ایمان خود را رها کرد. بیست و سه سال بعد، در حالی که طلاق گرفته و دلسرد شده بود، سخنان مادربزرگش را به یاد آورد: «خدا همیشه از او مراقبت میکند.» او عبارت «کلیسای آنلاین بدون قضاوت» را در گوگل جستجو کرد. ما آن را پیدا کردیم.
دیوید توضیح داد: «نتونستم وارد ساختمون بشم. بار و بندیلم خیلی زیاده. چه حیف.»
«اما میتوانم روی یک لینک کلیک کنم.» او هشت ماه ناشناس ماند و بالاخره لب به سخن گشود. او گفت: «آنها احساس میکردند که در موعظههایشان به من توهین نمیکنند. آنها احساس میکردند که کسی میگوید: 'به خانه خوش آمدی'.»
دیوید عید پاک گذشته غسل تعمید داده شد. مادربزرگش که اکنون هشتاد و هفت سال دارد، مراسم را به صورت زنده از خانه سالمندانش تماشا کرد. او تمام مدت گریه میکرد.
۹. خانواده چن: ایمانی که نسل به نسل ادامه دارد
وقتی مادربزرگ چن با فرزندان بزرگسالش زندگی میکرد، نگران از دست دادن ارتباط با جامعه مذهبی چینیزبان خود بود. سپس فهمید که ما خدمات را با زیرنویس و ترجمه ارائه میدهیم.
دخترش لیزا توضیح داد: «او مراسمش را به زبان انگلیسی و با زیرنویس چینی تماشا میکند.»
سپس ما آن را با هم تماشا میکنیم و در موردش بحث میکنیم. این به یک پل زیبا بین نسلها و زبانها تبدیل شده است. اکنون تمام خانواده با هم در «بیکران: سه نسل، یک خانه دیجیتال» شرکت میکنند.
۱۰. ریچل: از شک تا باور
ریچل خودش را یک «شکاک حرفهای» میداند. او هر چیزی را که از نظر علمی قابل اثبات نباشد، انکار میکند. اما وقتی بهترین دوستش ناگهان میمیرد، شک و تردیدش نمیتواند کمکی به او بکند جز اینکه در غم و اندوهش کمی تسلیاش دهد.
ریچل گفت: «کسی یکی از قسمتهای پادکست شما در مورد فقدان را به اشتراک گذاشت. من با ناامیدی به آن گوش دادم، نه با ایمان.» اما آن قسمت منجر به قسمت دیگری شد. و یکی دیگر. او شروع به شرکت در مراسم کلیسا کرد. او به یک گروه بحث آنلاین پیوست که در آنجا میتوانست سوالات دشوار بپرسد.
راشل با خودش فکر کرد: «تو سعی نمیکنی به من جوابهای آسان بدهی. تو در طول این راز با من بودهای. تو به من نشان دادی که ایمان به معنای دانستن همه جوابها نیست؛ بلکه به معنای باور کردن آنچه ضروری است، میباشد.» راشل شش ماه پیش زندگیاش را به عیسی مسیح سپرد. او میگوید هنوز در مورد بعضی چیزها شک دارد، اما در مورد عیسی مطمئن است.
داستان شما هم مهم است.
این ده شهادت به ما میآموزد: خداوند به شیوههایی که هرگز تصور نمیکردیم، در خدمت دیجیتال فعالیت میکند. از سلولهای زندان گرفته تا مراکز توانبخشی، از میادین تبلیغی خارج از کشور گرفته تا جلسات تبادل ایمان در خوابگاههای دانشجویی در ساعات پایانی شب، انجیل به مردم در هر کجا که باشند، میرسد.
شاید شما این را میخوانید و با خود فکر میکنید: «این برای آنها عالی است، اما داستان من به آن اندازه دراماتیک نیست.» دوست من، هر داستانی مهم است. هر شهادتی از وفاداری خدا، چه رهایی از اعتیاد باشد و چه صرفاً یافتن آرامش در یک هفته سخت، ارزش به اشتراک گذاشتن را دارد.
در کلیسای بدون مرز آنلاین، ما معتقدیم داستان شما میتواند زندگی کسی را تغییر دهد. مانعی که بر آن غلبه کردهاید. دعایی که خدا اجابت کرده است. لحظهای که حضور او را عمیقاً احساس کردهاید. این داستانها امید ایجاد میکنند.
آیا مایلید با ما در ارتباط باشید؟
دستیار آنلاین نامحدود کلیسا با هوش مصنوعی، 24 ساعته و 7 روز هفته:
تماس رایگان:
باشگاه فوتبال ممفیس
ایمیل:
وبسایت:
ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم، چه اولین قدم خود را در ایمان بردارید و چه هزارمین قدم خود را در پیروی از عیسی. خدمت دیجیتال به این معنی است که شما هرگز تنها نیستید، مهم نیست کجا هستید یا در چه منطقه زمانی هستید.
با ما همراه باشید و مشترک شوید تا آخرین قسمتها، درسهای کتاب مقدس و داستانهای متحولکنندهی زندگی که از طریق خدمت دیجیتال اتفاق میافتند را از دست ندهید.
داستان شما؟ هنوز در حال نوشته شدن است. ما مشتاقیم ببینیم خدا در ادامه چه خواهد کرد.

Comments