ریتمهای خانوادگی: نیایشهای روزانه والدین
- Boundless Team

- 3 hours ago
- 4 min read
بیایید صادق باشیم: فرزندپروری اغلب مانند گردبادی زیبا و پر هرج و مرج به نظر میرسد که در آن «زمان آرامش» که تصور میکردیم معمولاً شامل پنهان شدن در انباری با یک قهوه ولرم است. ما میخواهیم فرزندانمان را به سمت عیسی مسیح هدایت کنیم، اما گاهی اوقات فقط سعی میکنیم مطمئن شویم که همه جورابهای همرنگ دارند.
در کلیسای آنلاین بیکران، ما معتقدیم که ایمان در کمال یافت نمیشود، بلکه در ریتم زندگی روزمره ما یافت میشود. چه در حال گذر از مرحله «نه» در کودکی باشید و چه در حال شانه بالا انداختن «من تقریباً یک نوجوان هستم»، این دعاها به گونهای طراحی شدهاند که شما را در همان جایی که هستید، ملاقات کنند. بدون شرم، بدون فشار، فقط کمی لطف و مهربانی برای کمک به نفس کشیدن شما.
اگر به دنبال راههای بیشتری برای ارتباط هستید، همیشه میتوانید به
گریس: فرود صبحگاهی
کتاب مقدس:
خورشید بالا آمده است، و بچهها هم همینطور. قبل از اولین درخواست صبحانه یا اولین فریاد «کوله پشتی من کجاست؟»، لحظهای وقت بگذارید و به چیزی باورنکردنی پی ببرید: لطف امروز کاملاً جدید است. لازم نیست اشتباهات دیروز را به امروز بیاورید. اگر دیروز از کوره در رفتید، یا احساس کردید که «کافی» نیستید، آن صفحه دیگر ورق خورده است.
خدا امروز صبح دنبال یک والد بینقص نیست؛ او دنبال یک والد حاضر است. او از قبل شما را با صبر و خردی که برای دوازده ساعت آینده نیاز دارید، مجهز کرده است. شما این کار را با قدرت خودتان انجام نمیدهید: روحالقدس شریک شما در این سفر فرزندپروری است. نفس عمیقی بکشید. شما دوست داشته میشوید، برای این خانواده خاص انتخاب میشوید و آماده هستید.
دعای صبحگاهی:

صلح: تنظیم مجدد نیمروز
اواسط روز اغلب زمانی است که «چرخها از کار میافتند». شاید خانه بهم ریخته باشد، فهرست کارها در حال افزایش باشد و انرژی شما رو به کاهش باشد. این زمان، زمان مناسبی برای یک تنظیم مجدد آرامش عملی است.
مکث پنج ثانیهای:
متمرکز کردن فکرتان روی حضور خدا، به طور جادویی شستن لباسها را تمام نمیکند، اما قلب شما را در حین انجام این کار تغییر میدهد. خدا همانقدر که در یک پناهگاه آرام حضور دارد، در آشپزخانهی بههمریخته نیز حضور دارد. او به چیزهای «کوچک» اهمیت میدهد، چون به شما اهمیت میدهد.
فکر محوری:
عشق: بازتاب شامگاهی
دیدن دست خدا:
نکتهای برای ایجاد پیوند والد-فرزند:
دعای قبل از خواب:

مطالعه مشترک کتاب مقدس: تاک و شاخهها
برای والدین و کودکان (۳ تا ۱۲ سال)
با هم بخوانیم:
سخنرانی:
پیروی از عیسی مانند متصل ماندن به درخت است. لازم نیست برای پرورش چیزهای خوب مانند مهربانی، عشق و صبر، "کامل" باشیم. فقط باید به او نزدیک بمانیم! وقتی با او صحبت میکنیم، به داستانهایش گوش میدهیم و به او اعتماد میکنیم، "شیره" او (روح القدس) در ما جریان مییابد و به ما کمک میکند تا "میوه" ای پرورش دهیم که دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کند.
سوالات خانوادگی:
سنین ۳ تا ۶ سال:
سنین ۷ تا ۹ سال:
سنین ۱۰ تا ۱۲ سال:
داستان کودکانه: آخ گنده الیور
الیور خرگوش کوچکی با گوشهای خیلی بزرگ و مشکلی حتی بزرگتر بود. او تمام صبح را صرف ساختن قلعهی چوبی بینقص کرده بود. این قلعه فرشی خزهدار و دودکشی از شاخههای کوچک داشت. به نظر الیور، این قلعه بهترین چیزی بود که در تاریخ جنگل بزرگ ساخته شده بود.
اما ناگهان، خواهر کوچکش، پیپ، جست و خیز کنان از راه رسید.
دودکش شاخهای شکست. فرش خزهزده له شد. الیور احساس کرد که دلش داغ و پر از حباب شده است. دلش میخواست فریاد بزند. دلش میخواست پا بکوبد. احساس میکرد که یک «آخ بزرگ» در قلبش اتفاق میافتد.
پیپ با چشمانی گشاد شده جیغ زنان گفت: «متاسفم، الی!»
الیور نفس عمیقی کشید، درست همانطور که مادرش به او یاد داده بود. او به یاد آورد که خدا حتی وقتی اشتباهات "کوچکی" مرتکب میشویم هم با ما مهربان است.
الیور با اینکه صدایش کمی میلرزید گفت: «اشکالی نداره، پیپ. میتونیم با هم دودکش رو تعمیر کنیم.»
همینطور که کار میکردند، «آخ بزرگ» شروع به محو شدن کرد. الیور متوجه شد که چوبها را میتوان جایگزین کرد، اما خواهرها ابدی هستند. و خدا درست همانجا در جنگل بود و به قلب الیور کمک میکرد تا احساس ثبات و قدرت کند.

داستانهای مسیر نور ستارهای: فصل اول
روستای اوآخاون معمولاً روشن بود، اما امشب مه غلیظی حکمفرما بود. لئوی جوان فانوسش را محکم گرفته بود. این فانوس، فانوس معمولی نبود؛ پدرش به او گفته بود که فانوسش با «جرقه ابدی» روشن میشود.
پدرش زمزمه کرده بود: «تا وقتی چراغ روشن است، راه خانه را پیدا خواهی کرد.»
لئو قدم به مسیر نور ستارهای گذاشت. هر قدم سنگین به نظر میرسید. او نمیتوانست بیشتر از دو فوت جلوی خود را ببیند. اما همینطور که راه میرفت، متوجه چیز عجیبی شد. نور فانوسش فقط سنگها و ریشهها را نشان نمیداد؛ انگار خود مه را هم مثل طلای درخشان نشان میداد.
او تنها نبود. میتوانست صدای خشخش ملایم باد روح را در برگها بشنود، یادآوری ملایمی که خالق راه درست یک قدم پشت سرش راه میرفت. لئو نفسی کشید و به جلو حرکت کرد. سفر تازه شروع شده بود، اما نور برای قدم بعدی کافی بود.
پرورش قلبهای مقاوم: نکاتی برای والدین
احساس را نام ببرید:
عذرخواهیهای نمونه:
قدرت «هنوز»:
ایمان عملی: ابر دعا
وسایل مورد نیاز:
فعالیت:
متن ارتباط معنوی:
برای منابع بیشتر با محوریت خانواده، ممکن است از خواندن درباره
به یاد داشته باشید، شما کار بزرگی انجام میدهید. خدا شما را برای این کار انتخاب کرده است و او در هر قدم از مسیر با شماست.
کلیسای آنلاین بیکران، خدمتی در راستای ترویج فرهنگ مشارکت در مجلس اول ممفیس

Comments